تبليغاتX
صدفهاي سرگردان

من به این ثانیه ها دلشادم

به همین بودن بی دغدغه رویایی

به همین لحظه که گم می شوم

و تو مرا می یابی ...

نوشته شده توسط باران در پنجشنبه چهارم تیر 1388 ساعت 10:59 | لینک ثابت |

فراموش کردم تمام فراموشی هایم را
نوشته شده توسط باران در پنجشنبه بیستم فروردین 1388 ساعت 16:3 | لینک ثابت |
 

تقدیم به تو

رفتی و ندیدی که  چه  محشر   کردم


با اشک  تمام  کوچه  را   تر      کردم


امشب که سکوت خانه دق مرگم کرد


وابستگی ام   را به   تو   باور    کردم

 

نوشته شده توسط باران در دوشنبه بیستم خرداد 1387 ساعت 11:49 | لینک ثابت |
ای معنی انتظار یک لحظه بایست

دیوانه شدن به خاطرت کافی نیست ؟

یک لحظه بایست و فقط یک جمله بگو

تکلیف دلی که عاشقش کردی چیست ؟

نوشته شده توسط باران در جمعه بیست و هفتم اردیبهشت 1387 ساعت 23:28 | لینک ثابت |

زندگي مثل يه جاده است ، من و تو

مسافراشيم ، قدر لحظه ها رو بدونيم

، ممكنه فردا نباشيم

ميدوني وقتي خدا داشت بدرقه ام

مي كرد بهم چي گفت ؟ جايي كه

 ميري مردمي داره كه مي شكننت نكنه

غصه بخوري من همه جا باهاتم . تو

تنها نيستي .

توكوله بارت عشق ميزارم كه بگذري،

قلب ميزارم كه جا بدي، اشك ميدم

كه همراهيت كنه، ومرگ كه بدوني

برميگردي پيشم

نوشته شده توسط باران در پنجشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1387 ساعت 16:23 | لینک ثابت |

 

خداوندا٬

 

از هیچ یک از بندگانت نه شکایتی بر لب دارم٬

 

و نه کینه ای در دل٬

 

تنها التماس های مرا٬

 

برای آنان که چشمان خود را٬

 

بر روی نقشهای زیبای عظمت و بزرگی تو بسته اند بپذیر٬

 

در های بلند رحمت خویش را بر آنان بیشتر بگشای٬

 

تا شاید که دریچه های کوچک قلب سیاهشان٬

 

از احساس وجود تو نورانی گردد٬

 

و نیاز به تو را بیشتر از همیشه در خود بیابند

 

 

نوشته شده توسط باران در شنبه بیست و چهارم فروردین 1387 ساعت 10:33 | لینک ثابت |
این  آسمان    ویروس   دارد   بال  ممنوع

هر کس  پریدن  دوست دارد ، حال ممنوع


بر     نازلیخاها     که     ناموس  زمین اند

یوسف پرستی   پشت  خط و خال ممنوع


می خواستیم  از   قهوه  معجونی بسازیم

گفتند:  هی ! توهین به صاحب فال ممنوع


مد   شد   زمین   خالی   بماند  از هیاهو

شاعر  شدن   جز با   زبان لال      ممنوع


گفتند:   ما    از باغ    مردم    بی نصیبیم

گفتند:   بر   ما     ذره المثقال      ممنوع


بر     منطق      وارونه ای    باید  بچرخیم

در این     مدار بسته     استدلال    ممنوع


گردش    به   سمت    چپ دهانان تن آزاد

سر راست   بودن    بر همین منوال ممنوع


بگذار     این     مردم    گناهم  را   بگیرند

من  باد  باران    خورده ام   جنجال  ممنوع

 
این  کوچه ها وقتی که شهوت دیده باشند

بر  چشم های  زیر  هجده   سال   ممنوع


(عبد الحمید رحمانیان)

نوشته شده توسط باران در چهارشنبه بیست و سوم آبان 1386 ساعت 7:34 | لینک ثابت |

 

تویی    خیال    من   و   در   خیال   می مانم


        در       آرزوی     همیشه   محال     می مانم


        برای    آن   که    همیشه   تو   در دلم باشی


         اگر     چه    راکدم    اما    زلال      می مانم


         محال      باد     که   من  باعث   گناه   شوم


         برای     آنکه     نچینند     کال        می مانم


          به   باد   دادن   و سوزاندن  است مقصدشان


          به    نام     عشق   نسوزم    زغال می مانم


          برای       آنکه     نمایان    کنم   غم  و رنجم


          شب    چهاردهم    هم    هلال      می مانم


          تو ! ــ خواب هر شب من ــ هیچ دوستم داری؟


          در      انتظار    جواب      سوال       می مانم


(محمد علی علیزاده (

نوشته شده توسط باران در جمعه هجدهم آبان 1386 ساعت 22:37 | لینک ثابت |

 

 

گفتی که مرا دوست نداری

 

گله ای نیست

 

بین من و عشق تو ولی فاصله ای نیست

 

گفتم

 

که کمی صبر کن و گوش به من کن

 

گفتی که نه

 

 باید بروم حوصله ای نیست

 

پرواز عجب عادت خوبی ست

 

ولی حیف

 

تو رفتی

 

و دیگر اثر از چلچله ای نیست ...

 

 

نوشته شده توسط باران در سه شنبه پانزدهم آبان 1386 ساعت 9:49 | لینک ثابت |

 

باز  عاشقي  به شهر عشق كوچ كرد  و ما را در سوگ خويش نشاند

 

رفت تا دامنش  از    گرد زمین   پاک   بماند

آسمانی تر  از  آن  بود که   در  خاک  بماند

از دل بر که شب سر زد و تابید به خورشید

تا    دل    روشن    نیلوفریش   پاک   بماند

جز صدای سخن عشق   صدایی   نشنیدم

که  در   این   همهمه  گنبد   افلاک   بماند

 

 

 روحش شاد و يادش گرامي

نوشته شده توسط باران در چهارشنبه نهم آبان 1386 ساعت 6:34 | لینک ثابت |
 

 به چیزی كه گذشت غم نخور، به آنچه پس از آن آمد لبخند بزن

 

 

 

هرگز لبخند را ترك نكن . حتی وقتی ناراحتی. چون هر كس ممكن

 

 

است عاشق لبخند تو شود.

 

 

 

هرگز وقتت را با كسی كه حاضر نیست وقتش را با تو بگذراند

 

 

، نگذران.

 


بدترین شكل دلتنگی برای كسی آن است كه در كنار او باشی و بدانی

 


كه هرگز به او نخواهی رسید.

 


 همیشه افرادی هستند كه تو را می آزارند . با این حال همواره به

 


دیگران اعتماد كن و فقط مواظب باش كه به كسی كه تو را آزرده

 

دوباره اعتماد نكنی.

 


اگر كسی تو را آن گونه كه می خواهی دوست ندارد ، به این معنی

 


نیست كه تو را با تمام وجودش دوست ندارد

 

 

 

زیاده از حد خود را تحت فشار نگذار ، بهترین چیزها در زمانی

 

 

  اتفاق می افتد که انتظارش را نداری

 


نوشته شده توسط باران در جمعه سی ام شهریور 1386 ساعت 13:33 | لینک ثابت |

 

 کاش مي شد با تو بودن را نوشت


 تا که زيبا را کشم بر هر چه زشت


 کاش مي شد روي اين رنگين کمان


 مي نوشتم تا ابد با من بمان

السلام عليك يا ابا صالح المهدي

 

 

السلام عليك يا ابا صالح المهدي

 

نوشته شده توسط باران در چهارشنبه چهاردهم شهریور 1386 ساعت 20:58 | لینک ثابت |

 

از خدا خواستم عادت های زشتم را ترک بدهد 

خدا فرمود:خودت باید آنهارا رها کنی

از  او  خواستم  فرزند   معلولم  را   شفا  دهد !

فرمود : لازم نیست روحش سالم است جسم

 

هم که موقت است .

از او خواستم  که  لااقل به من صبر عطا کند!

فرمود :  صبر   حاصل   رنج   و  سختی  است

عطا کردنی نیست. آموختنی است

گفتم مرا خوشبخت کن :

فرمود : نعمت از من خوشبخت  شدن  از  تو

از  او  خواستم  مرا  گرفتار  درد  و  عذاب نکند

فرمود : رنج از  دلبستگی های  دنیایی  جدا و

 

به من نزدیکتر می کند

از او خواستم روحم را رشد دهد  .

فرمود  :   نه   !   تو   خودت   باید   رشد   کنی

من  فقط  شاخ  و  برگ  اضافی ات   را  هرس

 

 می کنم تا بارور شوی

از خدا خواستم کاری  کند  که  از  زندگی  لذت

 

ببرم فرمود : برای این کار من به تو زندگی دادم .

 

 

مهربان خداي من

 

 

نوشته شده توسط باران در سه شنبه ششم شهریور 1386 ساعت 15:0 | لینک ثابت |

 

 

اگه کسي رو دوست داري نه براش ستاره باش نه آفتاب

 

چون هردوشون مهمون زود گذرند.  پس  براش  آسمون

 

 باش که هميشه بالاي سرش باشي.

 

موجهای دریا هستند که عاشقن  آره  فقط  اونا هستن

 

 با اینکه میدونن اگر برسن به ساحل میمیرن بازم بیقرار 

 

. رسیدن هستن

 

هرگز  چشمانت  را  براي  کسي  که  معني  نگاهت  را

 

نمي فهمد گريان نکن.

 

هفت نصيحت از مولانا :

 

۱- گشاده دست باش، جاري باش، كمك كن (مثل رود)

 

2- با شفقت و  مهربان  باش   (مثل خورشيد) 

 

۳- اگركسي اشتباه كرد آن را بپوشان (مثل شب)

 

۴- وقتي  عصباني  شدي  خاموش  باش  (مثل مرگ)

 

۵- متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك) 

 

۶- بخشش و عفو داشته باش (مثل دريا )

 

7- اگرمي خواهي ديگران خوب باشند خودت خوب

 

 باش (مثل آينه)

 

مرداب براي به دست آوردن نيلوفر سالها مي خوابه تا

 

آرامش نيلوفر به هم نخوره ،  پس اگه  كسي رو دوست

 

داري، براي داشتنش سالها صبر كن.

 

 

نوشته شده توسط باران در پنجشنبه بیست و پنجم مرداد 1386 ساعت 23:5 | لینک ثابت |

    

                                            

 فرشته بیکار

 

مردي خواب عجيبي ديد .

 

او در عالم رويا ديد كه نزد فرشتگان رفته و به كار هاي آنها نگاه مي كند .

 

هنگام  ورود ، دسته ي بزرگي از فرشتگان را ديدكه سخت مشغول كارند و

 

تند تند نامه هايي را كه توسط  پيك ها از زمين مي رسند ، باز مي كنند و

 

 آنها را داخل جعبه هايي مي گذارند .

 

مرد از فرشته اي پرسيد : « شما داريد چكار مي كنيد ؟»

 

فرشته در حالي كه داشت نامه ها را باز مي كرد ، جواب داد : « اينجا

 

بخش دريافت است ، ما دعاها و تقاضاهاي مردم زمين را كه توسط

 

 فرشتگان به ملكوت مي رسد به خدا تحويل  مي دهيم »     

 

مرد كمي جلوتر رفت . باز دسته ي بزرگ ديگري از فرشتگان را

 

ديد كه كاغذ هايي را داخل پاكت مي گذارند و آنها را توسط پيك هايي

 

به زمين مي فرستند.

 

مرد پرسيد :« شماها چكار مي كنيد ؟ »

 

يكي از فرشتگان با عجله گفت : « اينجا بخش ارسال است ، ما الطاف

 

و رحمات خدا توسط فرشتگان به بندگان در زمين مي فرستيم . »

 

مرد كمي جلوتر رفت و يك فرشته را ديد كه بيكار نشسته .

 

مرد با تعجب از فرشته پرسيد : « شما اينجا چكار مي كني و چرا بيكاري ؟ »

 

فرشته جواب داد : « اينجا بخش تصديق جواب است .مردمي كه دعاهايشان

 

مستجاب شده ،  بايد جواب تصديق دعا را بفرستند . ولي تنها عده ي بسيار

 

 كمي جواب مي دهند .»

 

مرد از فرشته پرسيد : « مردم چگونه مي توانند جواب تصديق دعاهايشان

 

 را بفرستند ؟ »

 

فرشته پاسخ داد : « بسيار ساده است ، فقط كافيست بگويند : خدايا متشكريم

 

خدایا متشکریم

 

 

                                                   

نوشته شده توسط باران در یکشنبه سی و یکم تیر 1386 ساعت 7:21 | لینک ثابت |
 
business articles
JavaScript Codes